بی هدف
-
تاریخ: 1396/5/17 ساعت: 6:19
امروز هم گذشت با مرور خاطرات دیروز با غم نبودنت..و سکوتی سنگین و من شتابان در پی زمان بی هدف فقط میروم ..فقط میدوم تا صبحی دیگر طلوعی دیگر …
بی تو مهتاب
-
تاریخ: 1396/5/17 ساعت: 6:19
بی تو مهتاب شبی باز از آن کوچه گذشتمهمه تن چشم شدم خیره به دنبال تو گشتمشوق دیدار تو لبریز شد از جام وجودمشدم آن عاشق دیوانه که بودمدر نهانخانه جانم گل یاد تو درخشیدباغ صد خاطره خندیدعطر صد خاطره پیچیدیادم آمد که شبی با هم از آن کوچه گذشتیمپر گشودیم و درآن خلوت دلخواسته گشتیمساعتی بر لب آن جوی نشست
بهترین یهترین من
-
تاریخ: 1396/5/17 ساعت: 6:19
خوب نازنین من نام تو مرا همیشه مست می کندبهتر از شراب بهتر از تمام شعرهای نابنام تو اگر چه بهتزین سرود زندگیستمن تو را به خلوت خدایی خیال خویشبهترین بهترینم من خطاب می کنمبهترین یهترین من
تحویل سال نو، بی تو
-
تاریخ: 1396/5/17 ساعت: 6:19
تحویل سال نو، بی تو، بدون تو:تکرار سالای تاریکِ پشتِ سر...سالایی که تو شون از تو اثر نبود،نه یه نشونی و نه خط و نه خبر!یه ماهی قرمزه مُرده رو آبِ تنگ،که خواب آخرش یخ بسته تو چشاش...یه سبزه ی کچل تو کاسه ی سفال،که گندمی شدن رؤیا شده براش...یه دسته سنبله پژمرده ی بنفش،با چند تا سکه ی ده شاهیِ سیاه؛یه
گل من سرت سلامت
-
تاریخ: 1396/5/17 ساعت: 6:19
بعد رفتنت عزیزم ، بس که تنهایی کشیدم قامتم خمیده از بس ، عشقتو به دوش کشیدم تو غم بی همزبونی ، هی می کشتم لحظه هامو روی برگ های شعرم ، خالی کردم عقده هامو خاطرت جمع هر جا باشی ، توی غربت یه کسی هست خاطراتت زندگیشه ، اون غریبه خاطرت هست اون که تو هفت آسمونش ، یه ستاره هم نداره اون منم که دلخوشی شه ،
همه را جز تو برانم
-
تاریخ: 1396/5/17 ساعت: 6:19
یک بوسه بس است از لب سوزان تو ما راتا آب کند این دل یخ بسته ی ما رامن سردم و سردم، تو شرر باش و بسوزانمن دردم و دردم ، تو دوا باش خدا رااز دیده برآنم همه را جز تو برانمپاکیزه کنم پیش رُخت آینه ها راگر دیر و اگر زود ، خوشا عشق که آمدآمد که کند شاد و دهد شور فضا رامی خواهمت آن قَدْر که اندازه ندانمپیش
بهار بی تو
-
تاریخ: 1396/5/17 ساعت: 6:19
دیدی که بهار بی تو سرد است پاییز تر از خزان زرد است آن شب دل من شکسته تر شددیگر همه چیز رنگ درد است دیگر همه جا سکوت دلگیردست و دل من اسیر زنجیر ای روح پر از ترانه منخاموش ترین بهانه را گیر دیگر نروم به سوی مستیحظی نبرم ز می پرستی ای آن که نداری خبر از منسرچشمه ی هر غمم تو هستی دیگر به بهار خنده ا
خفه شدم
-
تاریخ: 1395/9/29 ساعت: 7:56
از فراموش کردن حرف هایم از لال شدنم زمانی که شنونده ای دارم از بغض هایی که گشاده نمی شوند وقتی می گویی اگر می خواهی گریه کن از شعرهایی که به دنیا نیامده می میرند یکی یکی سِقط می شوند از این که به دلم مانده دوباره شعری برای معلم مهربان شعرها بفرستم که چیز به این مهمی فراموشم می شود خفه شدم از نق زدن،...
دلم نق نقو شده...
-
تاریخ: 1395/9/29 ساعت: 7:56
دلم نق نقو شده... بهانه میگیرد ببین چه مهربانی ها کرده ای که دارد پایش را محکم زمین میکوبد و بهانه ات را میگیرد خوب خودت که میدانی... فقط کلام تو است که آرامش میکند صدای طپش های قلب تواست که رامش میکند نفسم...
سلام نق نقو جان
-
تاریخ: 1395/9/29 ساعت: 7:55
سلام نق نقو جان.....! میدانی این روزها کارم شده مرور کردن تمام حرفهایی که بین من و تو رد و بدل شد... راه میروم فکر میکنم ، غذا میخورم فکر میکنم ، موقع خواب فکر میکنم! به ساعاتی که کنار تو نفس میکشیدم و گمان میکردم همیشگی ست و هیچوقت به ذهنم خطورنمیکرد زمانی میرسد که به گذشته خودم حسادت کنم! میدانی ن...
به مسلخ خونم کشید و رفت
-
تاریخ: 1395/9/29 ساعت: 7:55
یک شب دلی به مسلخ خونم کشید و رفتدیوانه ای به دام جنونم کشید و رفت پس کوچه های قلب مرا جستجو نکرداما مرا به عمق درونم کشید و رفت یک آسمان ستاره ی آتش گرفته رابر التهاب سرد قرونم کشید و رفت من در سکوت و بغض و شکایت ز سرنوشتخطی به روی بخت نگونم کشید و رفت تا از خیال گنگ رهایی رها شومبانگی به گوش خواب ...
طعنه نزن به گریه هام
-
تاریخ: 1395/8/12 ساعت: 11:51
طعنه نزن به گریه هام تنها تو میمونی برام تنها تو میشناسی منو ای پریزاد قصه هام تنها صدای پای تو حرمت خونه منه کاشکی بدونی خواستنت به قیمت خون منه تو ساحت نگاه تو لحظه به لحطه جون میدم میمرم و خاک تنو به دست آسمون میدم داد میزنم تو کوچه ها زندگی سهم عاشقاس گناه عشق پای خودم هرچی که هست لطف خداس نمیدو...
چتر ها در شرشر دلگیر باران...
-
تاریخ: 1395/8/12 ساعت: 11:51
چتر ها در شرشر دلگیر باران می رود بالافکر من آرام از طول خیابان می رود بالا من تماشا می کنم غمگین و با حسرت خیابان را یک نفر در جان من مست و غزل خوان می رود بالا گشته ام میدان به میدان شهر را هر گوشه دردی هست ارتفاع دردها از پیچ شمیران می رود بالا خواجه در رویای خود از پای بست خانه می گوید ناگهان صد...
امشب تمومی نداره
-
تاریخ: 1395/7/22 ساعت: 21:49
بریم بالکن ، به صدای شهر گوش بدیم و خیره شیم به سوسو زدن نقطه های نورانی دور دست ... لبی تر کنیم ... سیگاری دود کنیم ... انگاری امشب تمومی نداره ...
بایـد باشـے
-
تاریخ: 1395/6/25 ساعت: 11:31
تــو بایـد باشـے تـآ کـم نیـآورم بایـد باشـے تـآ فـرامـوش نکنـم نفـس کشیـدن را عـشـق را زندگـے را
چه حس خوبیه
-
تاریخ: 1395/6/25 ساعت: 11:31
چه حس خوبیه بغض خفت کنه اما نتونی گریه کنی چه حس خوبیه درد بکشی اما آخ نگی چه حس خوبیه از دلتنگی جون بدی اما نتونی ببینیش چه حس خوبیه گوشه اتاق بشینیو و تا صبح به عکسش نگاه کنی تا شاید خوابشو ببینی چه حس خوبیه به خدا التماس کنی که بذاره یه امشب اون تو خوابت بیاد و به این امید چشاتو رو هم بذاری چه حس...
هنوز
-
تاریخ: 1395/6/25 ساعت: 11:31
هنوز تنهام چون نتونستم فراموشت کنم…
براي تو بنويسم
-
تاریخ: 1395/6/25 ساعت: 11:31
وقتي ميخواهم براي تو بنويسم دوست دارم از هر چه در طبيعت است کمک بگيرم ازيک گل سرخ تنها در بيشه اي بي نشان از کبوتري که در ابر ها لانه دارد. از چشمهاي زلال آنقدر زلال که انسان حيفش آيد قطره اي از آن بنوشد از شاپرکي که صدايخود را صيقلي داده از پروانه اي که هر روز زيباتر ميشود از کوهي که هيچ پايي بهقله...
خورشید خانم آفتاب كن
-
تاریخ: 1395/6/25 ساعت: 11:30
خورشید خانم آفتاب كن شبُ اسیر خواب كن مجمر نور و بردار یخ زمین و آب كن مرواریدای نورُ بپاش تو دامن آب ما رو ببر به جشن گندم و عشق و آفتاب سوار اسب نور شو زمین و اندازه كن دستمال آبی بردار قلبامونُ تازه كن
نفسم تنگ تو
-
تاریخ: 1395/6/25 ساعت: 11:30
نفسم تنگ تو و تو نفست تنگ کسیکاش می شد که در این غصّه به دادم برسیقسمتم بوده اگر بال و پری عشق تو دادتا که در عرصه ی سیمرغ بپرّد مگسیتا زلیخا بشود ملعبه ی دست و ترنجیوسفی بوده ته چاهی و بانگ جرسیمی رسم یک شب باران زده آخر به خدابکند بین دل و دشنه ی تو دادرسیدر خودم حبسم و افسوس خدا می داندبدتر از یک...