درد دوست داشتنت - تاریخ: 1398/10/4 ساعت: 1:01
به مغز استخوانم زده ای!این روزهاتمام تنماز درد دوست داشتنتتیر می کشد...!
تو نیستی که ببینی - تاریخ: 1398/10/4 ساعت: 1:01
تو نیستی که ببینیچگونه عطر تو در عمق لحظه ها جاری است!چگونه عکس تو در برق شیشه ها پیداست!چگونه جای تو در جان زندگی سبز است!*تمام گنجشکانکه درنبودن تومرا به باد ملامت گرفته اند؛ترا به نام صدا می کنند!ه
هرکس شبى بى یار بنشیند شبش یلداست - تاریخ: 1398/10/4 ساعت: 1:01
من بى تو چون دنیاى بى شاعر خطرناکممن بى تو واویلاست، دنیا بى تو واویلاستتو نیستى و پیش من فرقى نخواهد کردکه آخر پاییز امروز است یا فرداستیلداى آدم ها همیشه اول دى نیستهرکس شبى بى یار بنشیند شبش یلداست
تابلوي پاییزی - تاریخ: 1398/8/28 ساعت: 12:36
اين تابلوي زيباي پاییزیفقط تو را كم داردوشانه هايت را . . .كه روي صورت آفتاب سوخته ي منسايه پهن كندبیا که نبضِ این بومبی تو نمی زند هرگز….
هرجا باشی یا نباشی مال منی - تاریخ: 1398/8/28 ساعت: 12:36
اگه بگم که قول می دم تا همیشه باهات باشماگه بگم که حاضرم فدای اونچشات بشماگه بگم توآسمون عشق من فقط توییاگه بگم بهونه ی هر نفسم تنها توییاگه بگم قلبمو من نذر نگاهت می کنماگه بگم زندگیمو بذر بهارت می ک
این چه عیدی و بهاریست - تاریخ: 1398/8/28 ساعت: 12:36
قصد جان میکند این عید و بهارم بی تواین چه عیدی و بهاریست که دارم بی توگیرم این باغ، گلاگل بشکوفد رنگینبه چه کار آیدم ای گل! به چه کارم بی توبا تو ترسم به جنونم بکشد کار، ای یارمن که در عشق چنین شیفته
برایت چای میریزم - تاریخ: 1398/8/28 ساعت: 12:36
تو نیستیاما من برایت چای میریزمچه فرق میکند؟باشی یا نباشیمن با تو زندگی میکنم
درمن، مانده ای - تاریخ: 1398/8/28 ساعت: 12:36
تو را، گم نخواهــم ڪرد!درمن، مانده اےخیلے وقت است ڪه، تو را،جسـتجو ڪرده اممے بینے، تا نامت را،مے برم دستـــانم، مے لـــرزد!چقدر شور بپا ڪرده اے
دردهای من - تاریخ: 1398/8/28 ساعت: 12:36
دردهای من جامه نیستندتا ز تن در آورم چامه و چکامه نیستندتا به رشتهی سخن درآورمنعره نیستندتا ز نای جان بر آورمدردهای من نگفتنیدردهای من نهفتنی استدردهای منگرچه مثل دردهای مردم زمانه نیستدرد مردم زمانه
صبوری کدام و خواب کجا - تاریخ: 1398/8/28 ساعت: 12:36
صلاح کار کجا و من خراب کجاببین تفاوت ره کز کجاست تا به کجادلم ز صومعه بگرفت و خرقه سالوسکجاست دیر مغان و شراب ناب کجاچه نسبت است به رندی صلاح و تقوا راسماع وعظ کجا نغمه رباب کجاز روی دوست دل دشمنان چه
سلامتی…؟؟؟ - تاریخ: 1398/8/28 ساعت: 12:36
هنوز هم صدقه هایم به نیت سلامتی توست…هی….؟معشوقه ی من….سلامتی…؟؟؟!!!!
درس عشق - تاریخ: 1398/8/28 ساعت: 12:36
یک شبی مجنون نمازش را شکستی بی وضو در کوچه لیلا نشستعشق آن شب مست مستش کرده بودفارغ از جام الستش کرده بود...سجده ای زد بر لب درگاه اوپُر ز لیلا شد دل پر آه اوگفت یارب از چه خوارم کرده ای؟بر صلیب عشق
بازهم شب شد - تاریخ: 1397/8/29 ساعت: 18:44
وبلاگ بازهم کلمه شب شد... عاشقانه های با تو بودن یاد اور شد ... وبلاگ بازهم کلمه شب شد... اشک هایم جاری شد... دلتنگی بر دلم آتش زده اگر بدانی چقدر با من بی رحم است معجزه میکنی و میایی به همان خدایی که تورا گرفت میایی
اون هم حق داره - تاریخ: 1397/8/29 ساعت: 18:44
u200fچقدر تلخه همونقدر که تو حق داری دوسش داشته باشی اون هم حق وبلاگ داره کلمه تورو نخواد..!
از همه بگسستم - تاریخ: 1397/8/29 ساعت: 18:44
در ببندید و بگویید که من جز از او همه کَس وبلاگ بگسستم کلمه کَس اگر گفت چرا؟ باکم نیست فاش گویید که عاشق هستم..!
نمیتوانم تو را پنهان کنم - تاریخ: 1397/8/29 ساعت: 18:44
نمی توانم نامت را در دهانم و تو را در درونم وبلاگ پنهان کلمه کنم گل با بوی خود چه می کند؟ گندمزار با خوشه اش؟ طاووس با دمش؟ چراغ با روغنش؟ با تو سر به کجا بگذارم؟ کجا وبلاگ پنهان کلمه ت کنم؟ وقتی مردم، تو را در حرکات دست ها
سکوت - تاریخ: 1396/11/15 ساعت: 0:24
سکوت و صبوري مــــــــرابه حســــابِ ضعف و بی کسي ام نگذاريد !دلـــــــم به چيـــزهايي پاي بند است ...که بعضیا وفـــايشان قـــــد نــــميدهد..!Let's block ads! (Why?)
دلخوشم با غزلی تازه - تاریخ: 1396/5/17 ساعت: 6:19
دلخوشم با غزلی تازه همینم کافیستتو مرا باز رساندی به یقینم کافیست قانعم بیشتر از این چه بخواهم از توگاه گاهی که کنارت بنشینم کافیست گلهای نیست من و فاصلهها همزادیمگاهی از دور تو را خوب ببینم کافیست آسمانی! تو در آن گستره خورشیدی کنمن همین قدر که گرم است زمینم کافیست من همین قدر که با حال و هوایت گ
مدیونم اگر ننویسم… - تاریخ: 1396/5/17 ساعت: 6:19
داستان عشق هفت ساله محسن و میترااینک که می نویسم دیر زمانی است که خورشید زندگی ام خاموش و بی فروغ شده است و آسمانم را تاریکی فرا گرفته و در ظلمت مبهم گرفتار شده ام و من تنها ترین شب گرد؛ شب ها آرزو دارم که خورشیدم دوباره جان بگیرد و ذرات طلایی اش آسمان نیلگونم را زینت بخشد و این آرزو محقق نمی شود مگ...
به رسوا شدنش می ارزد - تاریخ: 1396/5/17 ساعت: 6:19
به خدا عشق به رسوا شدنش می ارزدو به مجنون و به لیلا شدنش می ارزد دفتر قلب مرا وا کن و نامی بنویسسند عشق، به امضا شدنش می ارزد گر چه من تجربه ای از نرسیدن هایمکوشش رود به دریا شدنش می ارزد کیستم؟ باز همان آتش سردی که هنوزحتم دارد که به اِحیا شدنش می ارزد با دو دستِ تو فرو ریختنِ دم به دممبه همان لحظه

برچسب‌های مرتبط

خفه شدم | خفه شدم از بغض | خفه شدم از دلتنگی | به مسلخ خونم کشید و رفت | دیشب دلی به مسلخ خونم کشید و رفت | یک شب دلی به مسلخ خونم کشید و رفت | طعنه نزن به گریه هام | طعنه نزن به گریه هام تنها تو میمونی برام | طعنه نزن به گریه هام سعید شهروز | اهنگ طعنه نزن به گریه هام