دل تنگ
-
تاریخ: 1401/7/5 ساعت: 22:16
دلتنگملبخند دروغکی چرا؟خوب نیستممثل قرصی که نیمه شب، بدون آب گیر میکندگیر کردهام در گلوی زندگیکاش میتوانستم راحت حرف بزنمچیزی بگویم از دلتنگی موضوعات مرتبط: نوشته های سال 1401 Adblock test (Why?)
مینویسم
-
تاریخ: 1401/7/5 ساعت: 22:16
دلم تا برایت تنگ میشودنه شعر میخوانمنه ترانه گوش میدهمنه حرفهایمان را تکرار میکنمدلم تا برایت تنگ میشودمینشینماسمت رامینویسممینویسممینویسمبعد میگویماین همه اوپس دلتنگی چرا؟دلم تا برایت تنگ میشودمیمِ مالکیت به آخرِ اسمت اضافه میکنمو باز عاشقت میشوم موضوعات مرتبط: نوشته های سال 1401 Adblock test (Why?...
شعله ورم
-
تاریخ: 1401/2/24 ساعت: 20:45
گیرم اندوه تو خواب است و نگاه تو خیالپس دلم منتظر کیست عزیز این همه سال؟پس دلم منتظر کیست که من بی خبرم؟که من از آتش اندوه خودم شعله ورم؟ موضوعات مرتبط: نوشته های سال 1400 Adblock test (Why?)
وَقتی که نیستی
-
تاریخ: 1401/2/24 ساعت: 20:45
داستان عشق هفت ساله محسن و میترا اینک که می نویسم دیر زمانی است که خورشید زندگی ام خاموش و بی فروغ شده است و آسمانم را تاریکی فرا گرفته و در ظلمت مبهم گرفتار شده ام و من تنها ترین شب گرد؛ شب ها آرزو دارم که خورشیدم دوباره جان بگیرد و ذرات طلایی اش آسمان نیلگونم را زینت بخشد و این آرزو محقق نمی شود م...
آیا شده...
-
تاریخ: 1401/2/24 ساعت: 20:45
آیا شده از شدت دلتنگی و غصه هی بغض کنی گریه کنی شعر بخوانی؟ موضوعات مرتبط: نوشته های سال 1401 Adblock test (Why?)
بازی های روزگار
-
تاریخ: 1400/11/25 ساعت: 9:42
داستان عشق هفت ساله محسن و میترا اینک که می نویسم دیر زمانی است که خورشید زندگی ام خاموش و بی فروغ شده است و آسمانم را تاریکی فرا گرفته و در ظلمت مبهم گرفتار شده ام و من تنها ترین شب گرد؛ شب ها آرزو دارم که خورشیدم دوباره جان بگیرد و ذرات طلایی اش آسمان نیلگونم را زینت بخشد و این آرزو محقق نمی شود م...
زورمون به دلمون نمیرسه
-
تاریخ: 1400/11/25 ساعت: 9:42
داستان عشق هفت ساله محسن و میترا اینک که می نویسم دیر زمانی است که خورشید زندگی ام خاموش و بی فروغ شده است و آسمانم را تاریکی فرا گرفته و در ظلمت مبهم گرفتار شده ام و من تنها ترین شب گرد؛ شب ها آرزو دارم که خورشیدم دوباره جان بگیرد و ذرات طلایی اش آسمان نیلگونم را زینت بخشد و این آرزو محقق نمی شود م...
من و درد و یادت
-
تاریخ: 1400/11/25 ساعت: 9:42
درد، مرا انتخاب کرد من تو را تو، رفتن را... آسوده برو! من و درد و یادت تا ابد با هم هستیم
با خودت هم غریبه
-
تاریخ: 1399/12/9 ساعت: 21:10
دنیا قانون عجیبی دارد، هفت میلیارد آدمو فقط با یکی از آنها احساس تنهایی نمی کنیو خدا نکند که آن یک نفر تنهایت بگذاردآن وقت حتی با خودت هم غریبه می شوی...! موضوعات مرتبط: نوشته های سال 99
رفتی قبول !
-
تاریخ: 1399/12/9 ساعت: 21:10
تهمت نالایقی بر ما زدی،رفتی قبول !در پی لایق برو ،ما هم تماشایش کنیم...! موضوعات مرتبط: نوشته های سال 99 تاريخ : چهارشنبه بیست و ششم آذر ۱۳۹۹ | 23:12 | نویسنده : محسن که برای میترا نوشت |
آدمو میسوزونه...
-
تاریخ: 1399/12/9 ساعت: 21:10
یه دوستت دارمایی هست که دَم رفتنی گفته میشنحالا یا حرف دله که اگه گفته نشه میمونه ته دل آدمیا برای موندن یا برگردوندنهولیهر چی هستتا همیشه،تا مغز استخون آدمو میسوزونه... موضوعات مرتبط: نوشته های سال 99
چنان دل بستم
-
تاریخ: 1399/12/9 ساعت: 21:10
دل را چنان به مهرِ تو بستمکه بعد از تو هوایِدلبرِ دیگر نمی کنم... موضوعات مرتبط: نوشته های سال 99 تاريخ : یکشنبه بیست و هشتم دی ۱۳۹۹ | 14:29 | نویسنده : محسن که برای میترا نوشت |
چاره ای جز ماندن نداشته باشی....
-
تاریخ: 1399/12/9 ساعت: 21:10
دلم یک زمستان سخت می خواهد،یک برف،یک کولاک،به وسعت تاریخ،که ببارد... که ببارد...که ببارد...و تمام راهها بسته شوند،و تو چاره ای جز ماندن نداشته باشی....و بماني! موضوعات مرتبط: نوشته های سال 99
من فقط خسته شده ام
-
تاریخ: 1399/8/15 ساعت: 15:16
محبوب من!هرچقدر آدم های بیشتری را میشناسم،بیشتر عاشقتان میشوم!نگاه به این کنج عزلت گزیدن هایم نکنید...باور کنید از سر تنهایی نیست اگر چنین دلبسته تان شدم،من فقط خسته شده ام از تمامِ آدم هایی که شما نیستند!موضوعات مرتبط: نوشته های سال 99 Let's block ads! (Why?)
نيمكت قديمي
-
تاریخ: 1399/8/15 ساعت: 15:16
دلتنگ كه ميشوم به ديدار نيمكت قديمي مان ميروماندكي انجا ميمانم و به دنیا خيره ميشوم موضوعات مرتبط: نوشته های سال 99 تاريخ : سه شنبه هفتم مرداد ۱۳۹۹ | 21:35 | نویسنده : محسن که برای میترا نوشت | Let's block ads! (Why?)
سلامتی خودم که ازجوونیم خیری ندیدم
-
تاریخ: 1399/8/15 ساعت: 15:16
●سلامتی دلم که خیلی شکسته●سلامتی دلش که دلموشکسته●سلامتی باوفاییام●سلامتی بی وفاییش●سلامتی بغضم که هرشب میشکنه●سلامتی هق هق هایی که توتنهاییم سرمیدم●سلامتی خودم که ازجوونیم خیری ندیدم ●.سلامتی شبهای سر
به صد دهان فریاد
-
تاریخ: 1398/12/22 ساعت: 8:48
گذشت از نظرم یار سرگران فریادنظر نکرد به این چشم خونفشان فریادبه یک دهن چه فغان سر کنم، که سینه منتهی ز ناله نگردد به صد دهان فریادز آه سرد شود بند بند من نالانکه از نسیمی خیزد ز نیستان فریادچو من به
حق ندارم بمونم باهات
-
تاریخ: 1398/10/20 ساعت: 5:46
همه زندگیم رفت از زندگیم رو لبهام فقط آه و افسوس دارماگه آخرین روزه پس واسه چی مثه روز اول تو رو دوست دارماگه آخرین روزه پس واسه چی مثه روز اول میمیرم براتتو حق منی از همه زندگی ولی حق ندارم بمونم باه
درد من
-
تاریخ: 1398/10/20 ساعت: 5:46
درد من این است زندگیم پر از چیزهای نانوشتنی است مثل صدای خاموش کردن سیگار در لیوان چای
سالگرد دل عاشق
-
تاریخ: 1398/10/4 ساعت: 1:01
امروز سالگرد یه دله که مرد ...دلی که عاشق شد و زیر پا له شد ...دلی که از عاشقی سهمش فقط غم بود و غم ...امروز سالگرد دل عاشق مرده ی منه ...