داستان عشق هفت ساله محسن و میترا
اینک که می نویسم دیر زمانی است که خورشید زندگی ام خاموش و بی فروغ شده است و آسمانم را تاریکی فرا گرفته و در ظلمت مبهم گرفتار شده ام و من تنها ترین شب گرد؛ شب ها آرزو دارم که خورشیدم دوباره جان بگیرد و ذرات طلایی اش آسمان نیلگونم را زینت بخشد و این آرزو محقق نمی شود مگر ...
برچسب:
نویسنده: آناهیتا پورحسین
تاريخ: پنجشنبه
3 خرداد
1403 ساعت: 13:40