خرید بک لینک

راستی نامت چه بود!؟
خورشید؟
ماه؟
آسمان یا شکوفه...؟
چرا نگاهم هر جا که میرود، باز تویی!؟

به خورشید خیره شوم؟
تا گرمای تنت مرا سرخ کند...
یا شکوفههای این حیاط را بو بکشم؟
تا عطر تنت مرا مست کند...
1 در تنگنای نبودنت زجر بکشم؟
چقدر در پیچ و تاب کوچهها
در گوشهای از این شهر
از حال 1
چقدر تاریکم. چقدر سردم...!


موضوعات مرتبط: نوشته های سال 1403

برچسب: نویسنده: آناهیتا پورحسین تاريخ: پنجشنبه 3 خرداد 1403 ساعت: 13:40

صفحه بندی